أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

324

قانون ( فارسى )

از آنجا كه عصبهاى زبان با بسيارى از عصبهاى ديگر پيوسته‌اند ، دو حالت هست : يا اعصابى كه به سوى زبان آيند زيان نديده و حركت زبان را زيانى نمىرسانند كه سخن به روانى ادا مىشود . يا در راهى كه مىپيمايند به سستى مبتلا و به سهولت به زبان نمىرسند كه لكنت زبان و غيره را سبب مىشود . ممكن است لكنت زبان از آن باشد كه عصب زبان نيرو از عصبى ديگر دريافت مىكند و آن عصب در راه رسيدن به زبان گير مىكند . فصل سوم معالجات اگر آسيب رسيدن به زبان از سهيم بودن سر يا معده باشد ، علاجش را ياد گرفته‌اى ! گاهى معالجهء ويژه را وسيلهء نوشيدنيهاى اسهالى - كه از قىآور بهتر است - تجويز مىكنى ! يا داروهاى تعديل مزاج يا تحليل‌برنده ، قطع‌كننده و نرمىبخش كه اثرش به زبان سرايت كند و نيروبخش زبان باشد استعمال كن ! هر داروى تناولى براى علاج زبان ، بهتر است بعد از غذا باشد . گاهى در دهان گرديدنيها و غرغره‌ها و به دندان سودنيها و روغنهاى دهان و قرصهاى ميان دهان نگه داشتن كه از داروهاى تقويت كنندهء نامبرده هستند ، دراين‌باره مفيد مىباشند . بهتر است كه داروها را در پهناى دهان جا داد . نبايد داروى دهان و زبان از نوعى باشند كه از سيلان مايع آنها گلو و ريه آسيب بينند . فصل چهارم چشايى از دست دادن سه حالت دارد : يا از بيمارى مشاركتى است ، يا بيمارى ويژه از سوء مزاج است ، يا آسيب‌ديدگى ابزار به تنهايى يا با مشاركت است كه دليل‌ها را ذكر كرده‌ايم . علاج : اگر بيمارى مشاركتى بود ، تو خودت حال مغز و معده را در باب مغز و معده شناخته‌اى و مىتوانى معالجه كنى . اگر بدون مشاركت است ، تنها زبان را مداوا كن . اگر سبب پرى از خلط بد است ، بايد تخليه به عمل آيد كه براى چنين تخليه‌اى معجون فيقرا ، حب از صمغ صنوبر ، يا قرص ساخته از « محموده » پيه حنظل ، نمك نفطى . و اگر خلط غليظ باشد ، معجونهاى بزرگ و غرغره‌هايى را كه در باب سستى زبان خواهد آمد به كار ببر ! بيمار را غذاهاى تندمزه از قبيل پياز ، خردل ، سير و سركه بخوران !